قصه همان خطِ سر دلاك و يوزباشيست!! – محمد اقبال

قصه همان خطِ سر دلاك و يوزباشيست!!
محمد اقبال
Image may contain: one or more people and text

جسارت كردم، آنهم در پيشگاه شاعري چون جمشيد پيمان
به ياد ايام جواني سرودم… مي بخشيد كه وقت نداشتم
نمي دانم تضمين است، استقبال است يا …، شايد هم ”سؤال جواب”… راستش يادم رفته است… و شايد هم هيچكدام…
يك مصرع از اوست (كه علامت زده ام) و يك مصرع از من
تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد…
خود چمشيد بايد بگويد
#موگريني
#روحاني

█ ای فجرِ آشکاره ! حجابت برای چیست
طعنم مزن كه فاجري ام از حجاب نيست
█ در عشقِ شیخ، این تب و تابت برای چیست؟
اين تاب و تب نه، بل كه رذالت و لودگي ست
█ خواهی شوی دو سه روزی ندیم او؟
ني ني سه و دو روز نه اين رسم هرزگيست
█ بی جنبه ای، بگو که شتابت برای چیست؟
بي جنبه نيستم كه شتابم نپخته نيست
█ این بازی گناه و ثوابت برای چیست؟
ما را دمي ملازمت شيخ رحمتيست
█ چون پول و نفت،مالِ تو باشد به هر جهت
رفتن به سوي شيخ ستمگر چه حكمتيست؟
█ این عشوه های عهدِ شبابت برای چیست؟
عهد شباب كو همه كارم زبي كسيست
█ ای باده ی ظریف،چشیده به اشتیاق
مست از مي خباثت، گو اين چه حالتيست؟
█ از شیخ حسن توقع آبت برای چیست؟
يك قطره آب گرَم هم رسد غنيمتيست
█ کردی هزار دفعه مماشاتِ بی ثمر
يكصدهزار بار دگر هم سعادتيست
█ لَه لَه زدن به سوی سرابت برای چیست؟
گفتي كه پول و نفت، نصيبم سراب نيست!
█ با زخمیان شیخ، عتابت برای چیست؟
قصه همان خط سر دلاك و يوزباشيست!!
█ هم مال شیخ میخوری و هم منال خلق
مال و منال هر دو ربودن چه نعمتيست
█ در این میانه، لفت و لعابت برای چیست؟
لفت و لعاب را تو نداني چه لذتيست
█ یک نکته را بگویمت و دلخوری مکن!
جرثومه وقاحتم هيچم ز شرم نيست
█ در ازدحام معرکه، خوابت برای چیست؟
خود را به خواب مي زده ام اين چه صحبتيست

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s